وای وای وای دلِ من
-
تاریخ: 1396/9/8 ساعت: 5:56
آن که آرام برَد از دلم آرام کو... + این سالها دور گردنم پیچ خورده بود... #باب_اسفنجی
که بشکفد به دشت دلم گل نیلوفر عشق...
-
تاریخ: 1396/9/8 ساعت: 5:56
برای هرکی یه بوته خشک شده هم بکارم یه گل خوشگل یا یه درخت بزرگ میشه. نمیدونم ولی میگن دستم سبکه انگار... ولی خب چرا هی من صبح و شب مراقب شمعدونیای دلبرجانم بزرگ نمیشن گل نمیدن؟! نکنه راسته میگن اینام میفهمن حال آدمو؟!
کسی چمیدونه شاید فک کنن چشمامه ک اینقد درد میکنه نه قلبم...
-
تاریخ: 1396/9/4 ساعت: 16:57
تلگراممو پاک کردم ب زور بازمیشه. تماس های گوشی رو دایورت کردم. اسماس های گوشیو جواب نمیدم.کامنتای اینجارو جواب نمیدم.اینستاگراممو هم پاک کردم تا از گوشه نگاه ها و حرفا و شوخیای دوستای مشترکمون فرار کرده باشم... حتی دیگه مطمن نیستم اینجارو بخونی.. چ
DeadLine
-
تاریخ: 1396/9/4 ساعت: 16:57
توخونه تنهام. ساعت ۸ از کلاس ک اومدم چایی درست کردم خوردم.بعد پاشدم بگم ک مثلا حالم خوبه دوساعت توآشپرخونه خودمو مشغول کردم و پیتزا پختم. سالادم درست کردم حتی... اولین تیکه پیتزا رو ک برداشتم یهو بغض گلومو گرفت و ب خودم گفتم ینی یادش بود من پیتزا خی
تو نفهمیدی دلم رفت ...
-
تاریخ: 1396/9/4 ساعت: 16:57
سر و کلهش ک تو زندگیم پیدا شد اولش جدیش نگرفتم. بعدتر ک جدی شد با خودم گفتم چرا نباید اجازه بدم کسی بیاد تو زندگیم؟ اینهمه حصار کشیدن دور خودم برای چیه؟ اینقد درس خوندن کتاب نوشتن و مقاله چاپ کردن تا کجا؟ اینهمه برای زندگی دیگرون تِز دادم وقتش نشده
دوری فقط مرا به تو نزدیک میکند...
-
تاریخ: 1396/9/4 ساعت: 16:57
پاتریک ِصب تا شب تو کلاس حرف زدهیِ خستهیِ خوابالو: اه چیه این هوا؟ باب اسفنجی: چشه مگه ؟ پاتریک: همش سرده...بریم آنگولا زندگی کنیم...وگرنه همش مجبوری بغل کنی... باب اسفنجی: خب آنگولا چیکارس من راضیم باز پاتریکِ خواب با یه چشم بیدار: چی!؟! کی چیکا
جانان جانان کو!؟
-
تاریخ: 1396/9/4 ساعت: 16:57
آن که آرام برَد از دلم آرام کو... + این سالها دور گردنم پیچ خورده بود...
من دارم
-
تاریخ: 1396/8/1 ساعت: 5:09
عشق ینی برق چشات تو تاریکی وقتی ناز میکنم میگم "هیشکی منو دوش نداله" مظلومانه نگاه میکنی میگی " من دارم"... #میشه براش نمیرم؟؟
عاشق توام..
-
تاریخ: 1396/8/1 ساعت: 5:09
دلتنگم دیگه دل تو دلم نیس واسه تو .... متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان ت
خود ِخود ِخودش
-
تاریخ: 1396/8/1 ساعت: 5:09
گفت از بین اون سه چهارتا یکیو انتخاب کن. گفتم هیچکدوم. گفت وا!!! خفه مون کرده بودی چیشد خب؟ گفتم اینو میخام، میشه؟! خود ِخود ِخودشُ؟! #باب_اسفنجی
بغض بغض بغض...
-
تاریخ: 1396/8/1 ساعت: 5:09
باب اسفنجی: اگه من به روز یه کاری کنم ک ناجور باشه چی؟ پاتریک: شک نکن میزارم میرم... یه جوریم میرم ک خودتم نفهمی.. باب اسفنجی: اما من نمیخام بری...میخام بمونی باهام... پاتریک: خب حالا ک هستم...تا هستم قدرموبدون... باب اسفنجی: ولی اگ تو بزاری بری می
آدم چجوریه ب دلش حالی کنه اشتباه کرده؟ چجوری بفهمونه جواب خوبی بدیه ...
-
تاریخ: 1396/8/1 ساعت: 5:09
صبح ک از خواب پامیشم اولین کلمه ای ک میاد به ذهنم اینه: "بابک"! دستمو میندازم ب گوشیم اما دیگه نیست هیچکدوم نیستن... بغض گلومو میگیره و از پشت پلکای بستهم دونه های اشکام میچیکه رو بالشم... تمام روز گیج و منگ و دلشکستهم و با این سوال ک هرکی میرسه م
پس بده دنیای من را...
-
تاریخ: 1396/8/1 ساعت: 5:09
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد
دنیای این روزای من
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 20:49
از ساعت نه شب رفتم تو تخت چراغارم خاموش کردم نشستم دارم عکسامونو نگاه میکنم. مامان با "چرا شام نخوردی؟" میاد تو اتاق میبینه دارم گریه میکنم میپرسه چرا گریه میکنی؟ دیگه حال ندارم برعکس همیشه اشکامو قایم کنم میگم: برای خودم... ! انگار دیگه اونم حال این روزامو میبینه و میدونه دلم چقد پره و مث همیشه نمی...
این شد...!؟!
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 20:49
نشستم تو تاریکی حیاط پاهاموبغل کردم و زل زدم به ماه کامل تو آسمون. حرفهای دیشبش رو شاید هزار بار خوندم. برای بار هزار و یکم میخونم. اصن دیگه حفظ شدمشون. بعضی جاهاشو هر بار که میخونم فک میکنم قلبمو چاقو چاقو میکنن انگار... دوباره و سه باره میخونم...بعد یه آهـــ بلند میکشم و زل میزنم به ماه و بهش میگم...
بعد از اینش ...
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 20:49
بستگی داره که تو تا کجا دوسم داری ... پ.ن : نشسته بودم زیر نور ماه ک تا وسط اتاقم اومده بود و تاریکی اتاق رو روشن کرده بود. سرمو تکیه داده بودم به دیوار. هیچی از حال دلم یادم نیست جز حساب اشک هایی که تو سکوت لبام همینجوری از چشام میریخت... چیز دیگه نمیگم جز اینکه بدونی خیلی سخته شکــ و ترس بیفته تو ...
این شد...!؟
-
تاریخ: 1396/6/14 ساعت: 16:12
نشستم تو تاریکی حیاط پاهاموبغل کردم و زل زدم به ماه کامل تو آسمون. حرفهای دیشبش رو شاید هزار بار خوندم. برای بار هزار و یکم میخونم. اصن دیگه حفظ شدمشون. بعضی جاهاشو هر بار که میخونم فک میکنم قلبمو چاقو چاقو میکنن انگار... دوباره و سه باره میخونم...بعد یه آهـــ بلند میکشم و زل میزنم به ماه و بهش میگم...
dead.line
-
تاریخ: 1396/6/14 ساعت: 16:12
....
این شد... !؟
-
تاریخ: 1396/6/13 ساعت: 23:24
نشستم تو تاریکی حیاط پاهاموبغل کردم و زل زدم به ماه کامل تو آسمون. حرفهای دیشبش رو شاید هزار بار خوندم. برای بار هزار و یکم میخونم. اصن دیگه حفظ شدمشون. بعضی جاهاشو هر بار که میخونم فک میکنم قلبمو چاقو چاقو میکنن انگار... بعد اینو میخونم یه آهـــ بلند میکشم و باز زل میزنم به ماه و بهش میگم واقعا "می...
ماه دلم...
-
تاریخ: 1396/6/12 ساعت: 18:16
گر بری دل بدهی بی من بی وفا تویی... متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. #باب_اسفنجی