درست مثل این میمونه انگشت بزاری رو زخم و فشارش بدی ...
-
تاریخ: 1396/6/12 ساعت: 18:16
اینکه آدم ببینه دوست یا آشنایی در حقش نامردی میکنه دورش میزنه یا بقیه آدمای روی کره زمین دلشو بشکنن و بهش ظلم کنن آدمو خیلی ناراحت نمیکنه، شاید ناراحتی باشه ها ولی بالاخره فراموش میشه، اما میدونی اینکه اونی که میخوای باهاش زندگیتو بسازی و حاضری برای شادی و دلخوشیش همه کار کنی بهت دروغ گفته و حاضر نی...
دنیای این روزای من ....
-
تاریخ: 1396/6/12 ساعت: 18:16
از ساعت نه شب رفتم تو تخت چراغارم خاموش کردم نشستم دارم عکسامونو نگاه میکنم. مامان با "چرا شام نخوردی؟" میاد تو اتاق میبینه دارم گریه میکنم میپرسه چرا گریه میکنی؟ دیگه حال ندارم برعکس همیشه اشکامو قایم کنم میگم: برای خودم... ! انگار دیگه اونم حال این روزامو میبینه و میدونه دلم چقد پره و مث همیشه نمی...
کسی به فکرماهی ها نیست
-
تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 0:52
میگفت" چجوری حلال کنمش آخه؟ چجوری ببخشمش واقعا؟ هشت سال از قشنگ ترین روزای زندگیمو ازم دزدید بعد خیلی خونسردانه گفت دارم ازدواج میکنم حلالم کن... تو بودی میبخشیدی؟ چجوری آخه تو بگو چجوری... " اون بلند زار میزد گریه میکرد، من کنار دستش آروم گریه... ~عنوان: از شعر فروغ فرخزاد
ای کاش میفهمیدی چه بغضی تو صدامه...
-
تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 0:52
قبلنا اونیکی خونمون اتاقم یه پنجره داشت دلم ک خیلی میگرفت تو تاریکی شب می نشستم تو اون پنجره و پاهامم بغل میکردم و زل میزدم ب چراغی ک تا اون وسطای شهر رو میشد کامل دید. اما این روزا دلم خیلی ک بگیره میرم توی کمد اتاقم میشینم... الان ک فک میکنم هنوز نمیدونم چی منو میبره سمت دوتا چیزی ک همیشه ازش فرار...
اما ...
-
تاریخ: 1396/5/24 ساعت: 18:02
کم کم داره میشه هشت آگوست.. هشت آگوست سه سال قبل.. کی فکرشو میکرد این بشه حال دل من ... خستم... خیلی خسته ...
ساعت به وقت دو شب ...
-
تاریخ: 1396/5/24 ساعت: 18:02
ساعت دو شبه. نشستم تو تراس و توی تاریکی زل زدم ب خلوت شب کوچه و خیابون مجاورش. یاد اون شبی افتادم که قایمکی داشتم ازپشت همین پنجره نگاش میکردم وقتی گفته بودم "کسی دوسم نداله" و ازون سر شهر پاشده بود اومده بود دم در... ساعت دوشبه و دلم قد هزارتا شب گرفته و پشت همه اشکهام از خودم میپرسم "کسی ک چهارر
سکوتم از رضایت نیست...
-
تاریخ: 1396/5/8 ساعت: 16:40
دلم اهل شکایت نیست... +حس قمری ای رو دارم که یکی با تیرکمون دقیقا زده ب بالهاش.. نشسته لب پنجره بُغ کرده تو خودش منتظر هی بالهای بقیه رو نگاه میکنه ببینه آخرش چی میشه...
یا نه...
-
تاریخ: 1396/4/29 ساعت: 3:42
شمام آینه تون بشکنه میزارید جلوتون تا چهار صبح میشینید تو کمد گریه میکنید یا من فقط دلم شیشه ایه از بدقولی آدما میگیره؟!
آغوش تو ...
-
تاریخ: 1396/4/26 ساعت: 16:18
استاد راهنمای من تو دفترش یه اتاقی داشت که رنگ دیوار روبرویی آبی لایت بود و یه گچ بری مربعی شکلی (شبیه کادر) هم دور این رنگ رو دیوار زده بود. درست رو خط پایین این مربع چند تا پرنده سیاه که از پایین به بالا رو به پرواز بودن کشیده شده بود و زیر این نقاشی زیبا یه جمله زیباتر با رنگ سفید از لئو تولستوی
مارچ ... مارچ
-
تاریخ: 1396/4/21 ساعت: 18:41
گفت: این گلت مریضه؟ گفتم نخیر. گفت این یکی مریضه؟ گفتم نخیر گلای خودت مریضن... بعد همونجوری که سرمو از شیشه ماشین کرده بودم تو داشتم توضیح میدادم اینگل چیه اون یکی چیه حس میکردم زل زده بهم... سرمو ک بالا آوردم یهو یهو لباشو غنچه کرد گفت ..مااااااچ...
هیشکی حواسش نیست...
-
تاریخ: 1396/4/16 ساعت: 16:55
بهت قول میدم سخت نیست لااقل برای تو...
اسب حیوان نجیبی ست...
-
تاریخ: 1396/4/16 ساعت: 16:55
ازدرالترجمه یه متنی برام فرستادن راجه آناتومی کمر و گردن اسب. رفته بودم آرایشگاه خانومه خیلی اتفاقی متن رو دستم دید. گفت این چیه گفتم والا یه مقدار از آناتومی گردن و کمر اسب رو چند وقته دادن بهم ول کن هم نیستن. یهو نه گذاشت نه برداشت گفت خب آلت این کجاشه؟:))) +موقت
آدم چجوری به دلش حالی کنه اشتباه شده...
-
تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 22:16
بش گفتم میشه بِـنِگری؟ - گفت بفرما! گفتم اینطوری که به همه مینـِگری نه! میشه دلبرانه بـِنِگری؟ - گفت برو بابا... ازینجا بشنوید
...Tutuştu Yüreğim
-
تاریخ: 1396/4/6 ساعت: 16:39
شده تا حالا تو جشن تولد و گوپ و گوپ وسط خوشحالیت گوشیت زنگ بزنه و یکی ازونور بگه چطورشدی پس تو عروس خانوم...!؟ اونموقع خیلی تابلو وسط همهمه آدما یاد تنهاییت میفتی،خنده های الکیت رو لبت میماسه،به کیک قهوه محبوبتم لب نمیزنی و حتی میزنی دک دنده دل کسی که دوسش داری رو خورد میکنی... شما چی!؟ شده ته همه خ...
هشتگ میشه براش نمیرم
-
تاریخ: 1396/3/31 ساعت: 3:07
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
کی میفهمه چی تو دل من میگذره جز تو ....
-
تاریخ: 1396/3/25 ساعت: 12:34
کاش آدما هم ناتیفیکیشن داشتن روخودشون وضع و اوضاعشون رو نشون میداد. اونوخ الان زیر مال من پر بود از کامنت اشک و ناله و لب و لوچه آویزون غمگین خودم و آدمای این روزای اطرافم ...
هشتگ بزنم "میشه براش نمیرم"!؟
-
تاریخ: 1396/3/25 ساعت: 12:34
خدایا میشه ستینگتُ یه جور تنظیم کنی دلم تنگ نشه هیچوقت براش؟ آخه خب تو ببین چجوری میشه من ببینم همه غرورمردونشو برای خاطر من میشکنه بعد به خودش قول بدم جلو اشکامو بگیرم؟ واقعا" چجوری این همه عشقُ ببینم و نداشته باشم آخه!؟ #میشه براش نمیرم؟؟
کی مفهمه چی تو دل من میگذره جز تو ....
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 23:55
کاش آدما هم ناتیفیکیشن داشتن روخودشون وضع و اوضاعشون رو نشون میداد. اونوخ الان زیر مال من پر بود از کامنت اشک و ناله و لب و لوچه آویزون غمگین خودم و آدمای این روزای اطرافم ...
دو پلک بی تو برایم دوماه میگذرد....
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 23:55
وقتی میرسی میبینی دوساعت و نیم از محل کارت تا خونه پیاده اومدی و همه پارک ها و خیابوناشو رد کردی و لب همون برکه کوچیکش واستادی و ته دلت برای فکرای جورواجور خودت اشک ها ریختی... خیلی درده کسی فک کنه با تمام دارایی و ندارییش تورو میخاد و تو کسیو بخای ک دوسش داری و خودشو میخای ...
میشه برام دعا کنین؟؟
-
تاریخ: 1396/3/18 ساعت: 13:41
" لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم..." خدایا مگه خودت نگفتی هفت بار این حرفای منو بخونی فرشته هاتو میفرستی حاجت من بندهت رو برآورده کنن؛ پس کوشن؟