میگفت" چجوری حلال کنمش آخه؟ چجوری ببخشمش واقعا؟ هشت سال از قشنگ ترین روزای زندگیمو ازم دزدید بعد خیلی خونسردانه گفت دارم ازدواج میکنم حلالم کن... تو بودی میبخشیدی؟ چجوری آخه تو بگو چجوری... "
اون بلند زار میزد گریه میکرد، من کنار دستش آروم گریه...
~عنوان: از شعر فروغ فرخزاد