خرید بک لینک

نشستم تو تاریکی حیاط پاهاموبغل کردم و زل زدم به ماه کامل تو آسمون. حرفهای دیشبش رو شاید هزار بار خوندم. برای بار هزار و یکم میخونم. اصن دیگه حفظ شدمشون. بعضی جاهاشو هر بار که میخونم فک میکنم قلبمو چاقو چاقو میکنن انگار... بعد اینو میخونم یه آهـــ بلند میکشم و باز زل میزنم به ماه و بهش میگم واقعا "میشه براش نمیرم" این بود... !؟

برچسب: نویسنده: آرین حسین‌پور تاريخ: دوشنبه 13 شهريور 1396 ساعت: 23:24

صفحه بندی