نوش دارو بعد مرگ
-
تاریخ: 1398/2/26 ساعت: 16:16
آقای "ک" دستاشوبغل کرده بود تکیه داده بود دم درآشپزخونه زل زده بود ب من! آیلار هم یک درمیون یه چیزی میگفت میخندیدن. گفتم بفرما نهار... ولی خب ببخشید دهنیه تعارف میکردم.. لبخند زد گفت ممنون و باز واستا
بید مجنون
-
تاریخ: 1398/2/26 ساعت: 16:16
دوسه روزی ب نیمه شعبان امسال مونده بود و یه جز از قرآنم. دوماهی میشد هی میخاستم تمومش کنم نمیشد. گذاشتم گردنم ک نیمه شعبان میخونمش میبخشم ب خودامام زمان و هرکس ک چشم انتظاره وازین حرفا... دو شب بعدش ش
بعد از ده سال
-
تاریخ: 1398/2/26 ساعت: 16:16
گفتم فقط یه روبان ساده ببندید لطفا... آقاهه گفت مطمنین اونجوری بهتره؟ +دیروز وقتی سیما پام داد روزت مبارک مهربون یهو یادم اومد امسال بعد از ده سال اولین سالیه ک دیگه معلم نیستم بغض گلومو گرفت و باخودم گفتم بازم مرسی ب معرفت سیما...
کی میدونه ۵ سال چقد طولانیه؟
-
تاریخ: 1398/2/26 ساعت: 16:16
درو باز کردم برم تو از پشت شیشه چشمم افتاد به یه جوون قدبلند با ته ریش و عینک مستطیلی شکلی ک یه آن ب نظرم آشنا اومد. نیمرخش منو سریع برد اون روزی ک لم داده بودم بغل بابک و اون لحظه باهیچی تو دنیا عوضش
جسیکا نوشت!
-
تاریخ: 1398/2/26 ساعت: 16:16
جسیکا تو توئیترش نوشته بود: " ماییم و شب تار و غم یار و دگر هیچ...!" نوشتم جسی خدایی یادشه اینهمه غمی ک گذاشته؟ ب کاراش فک میکنه؟ یه درصدم بهش فک میکنه؟ جواب داد: نه! براش اصن مهم هم نیس...
سکوت میکنم فقط...
-
تاریخ: 1398/2/26 ساعت: 16:16
سیما: ازم ناراحت نباش... من: ساکت میخونم فقط ... سیما: نون جـــــــان؟! من: ناراحت نیستم سیما... حرف زدنم نمیاد... سرجمع ده کلمه تو روز باکسی حرف نمیزنم... تو به دل نگیر... سیما: چرا اینقـد غصه میخوری؟ نکن باخودت نون جان... من: بازم سکوت ...
مزه ش هنوز زیر دندونمه..
-
تاریخ: 1398/2/26 ساعت: 16:16
دلتنگیام ازین همه بی معرفتی رو کجا جا بدم دق نکنم؟! #باب_اسفنجی
جوون اول آسایشگاه...
-
تاریخ: 1398/2/26 ساعت: 16:16
باز بهار شد تو خوشگلتر شدی من بزارمت جلوم بشینم توکمد؟
توحید
-
تاریخ: 1398/2/26 ساعت: 16:16
صدای رایوی تاکسی ک درومد یهو دلم پرشد.. دستامو باز میکردم داد میزدم "ای وای دلُمـ رفت ..." میومد بغل میکرد موهامو میکشید،میچلوند تو سینهش میگفت: آبلیمو بده بخوره حالش خوب شه جایی نره" بعدم هرهر میخندید... کی باور میکرد اونجور ازش کتک بخورم؟ کی باورش میشد مادوتا یه سال باهم قهر باشیم؟ +من بخاطرش جلوی...
اما تو...
-
تاریخ: 1398/2/26 ساعت: 16:16
از نو برایت مینویسم حال همه ما خوب است اما تو باور نکن ...
صدام غمگینه از بس گریه کردم...
-
تاریخ: 1397/9/17 ساعت: 16:18
میگن یه روایتی هست امام صادق گفته که هرکس انسانی رو بخاطر گناه و اشتباهش سرزنش کنه از دنیا نمیره تا روزی ک اون اشتباهو خودش مرتکب بشه... تمام این مدت هرشب ک سرمو گذاشتم رو بالش، هربار ک چشمام قبل خواب خیس شده، هربار که از گریه, سردردای وحشتناک اومده سراغم، کیلومترها زندگیمو دنده عقب رفتم و با خودم گ...
دلم تنگه پرتغال من ...
-
تاریخ: 1397/9/17 ساعت: 16:18
گفتم: آخی اینو ببین... قول میدی اینجوری دوسم داشته باشی...قول میدی هرروز اینجوری باشی هرروز بوسم کنی؟ گفت: عااررررهههه .. هرروز همین مدلی ... با خنده گفتم: پس واجب شد ازین پیرژامه ها ... متاسفانه
کی بهتر از تو ..
-
تاریخ: 1397/9/17 ساعت: 16:18
ماه هاست جواب بهتر,ین دوستمُ قاطی بقیه مسیجا ندادم... وقتی می بینیم یهو بی مقدمه اینجوری نوشته نمیشه بغض نکرد، نمیشه گریه نکرد، نمیشه به خدا شاکی نشد نگفت خدایا چرا من، میشه؟!
چجوری میتونی؟
-
تاریخ: 1397/9/17 ساعت: 16:18
رفته بودم آرشیو نوشته های قبلیم... چجوری, آخه اینارو ، اینارو، اینارو ، اینارو ، اینو هم حتی بخونم حالم بهم نریزه؟ چجوری, اون دولپی نوشتنم آخه یادم بره؟ چجوری, یادت میره این همه عشقمو...؟!
مرنجان دلم را ...
-
تاریخ: 1397/9/17 ساعت: 16:18
بگم چقد نشستم زل زدم به این گل و به این مهمونش مشخصه حالم چه شکلیه؟!
وقت آن شد دلم را بگذارم بروم
-
تاریخ: 1397/9/17 ساعت: 16:18
صبح که ازخواب پاشدم احساس گِزگِزی مزخرفی تو پاهام کردم. هنوز خوابالو بودم و اونقدی بیدار نبودم بفهمم کجای دنیام. یه چند لحظه بعد ک مغزم رفرش شد دیدم کمرم سنگینه و فقط انگشتامه که حس داره. انگار ساق
یه چیزی سر گلوم داره تیر میکشه...
-
تاریخ: 1397/9/17 ساعت: 16:18
میبینین هیچی نمیگم، میبینین چیزی, نمینویسم هی برام کامنت بدین چقد غم داری، میبینین ساکت نشستم یه گوشه قایمکی میخونم حرفی نمیزنم، همش ازین نیست خوبما... فک نکنین صب ک پلکامو باز میکنم تا شب ک بخوابم هی هزاربار نیس ک از خودم نپرسم کجا وقت کردی اینقد نامرد بشی رو من؟ شاید بابام از خونریزی چشام راست حدس...
بی وفاترین باب اسفنجی دنیا
-
تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 1:33
و یه باب بررسی از مرجع اسفنجی طبق کپی رایت که هیچ وقت زرافه ای رو که قولشو داده بود نخرید
رفتن و نرسیدن
-
تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 1:33
سیویک سال هیچوقت جلوی کسی گریه نکردم. به تمام شاگردا و دوستامم یاد دادم از "ازدست دادن کسی نترسه" و گریه نکنه... حالا یکساله ونیمه وقتی همکارم میگه اون نامردو ول کن بچسب ب زندگیت، ازین صندلی به اون صندلی بغضم میگیره و با حرف اون یکی همکار که میگه "برات نمک نذری آوردم یه کم دلت شاد بشه بازم مث قبل بش...
Breaking waves
-
تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 1:33
سمیرا گفت اصن باکی مشغولی تو منیر؟ بده ببینم گوشیتو. رمزت چیه؟ گفت اول اسم عشقم وخندیدن...زل زده بودم بهشون اما رفته بودم تو فکر... یاد اون روز افتادم توماشینش... گفتم گوشیتو بده اصن من ببینم....چه معنی داره زن گوشی مردو چک نکنه. چقدم من این کاره...گوشیو گرفتم گفتم رمزت چیه؟ گفت "اِن" گفتم وا "اِن" ...