
زنگ میزنم مریم گوشیو ک قط میکنم میگم برم مشهد؟
دوتایی عجیب نگام میکنن که مثلا تو تازه اومدی و اونهمه ور دل مریم بودی و شب تا صب تو تراسشون بیدار بودی ولی فقط نگاهه وچیزی نمیگن...
حدودای چهارصب لیوان آب به دست کنارتختم نشسته میگه چیکارکنم باباحالت خوب شه میری دوباره مشهد؟
برچسب:
نویسنده: آرین حسینپور
تاريخ: چهارشنبه
30 آبان
1397 ساعت: 1:33