دیروز از صب که پاشدم چشمام درد میکرد. نمیدونم آلرژی فصلی بود یا به تخم مرغ ولی هرچی بود چشمام قد یه توپ پف کرده بود تا آخر آخرای شبم که یه آمپول نوش جون کنم تار میدیدم . ینی دیشب آنچنان حالم بود آنچنان رو ابرا پرواز میکردم مغزم تو ریکاوری بود. واییییی چقد صبح به چرت و پرتای خودم خندیدم...
خدا منو ببخشه اینقد بیحیا میشم تو نبخشیدیم عیب نداره :))

برچسب:
نویسنده: آرین حسینپور