باید خودمو چند تکه کنم...
یه تیکه م بره دانشگاه و آموزش پر.و.ر.ش کارای موندمو انجام بده. یه تیکه م بره موسسه و با مدیر و چندتا از همکارا و منشی های نفهمش جوری معاشرت کنه آخرش بعد خوردن غصه ها و فکر دغدغه های بچه ها دهن اعصابش سرویس نشه. یه تیکه م بره کلاس خصوصی و بااون دختره خنگ کار کنه. یه تیکه م بره دارالترجمه و ترجمه هاشونو ادیت کنه. یه تیکه م بره خونه خاله و عمو و نوه ِدخترداییِ زنِ بابایِ پسرخالهِ ننم و کلا پایه خاله زنک بازیا باشه که خدای نکرده نگن دخترشون عیب ایراد داره!!! یه تیکم تو خونه کار کنه خونه تمیز کنه غذا بپزه چایی ببره چایی بیاره فک کنه زندگی همین مدلی ساده و خوبه گله بلبله و در کل دختری نمونه باشه. اون یه تیکه مهمم که بال پرواز داره و صبرش خیلی زیاده و حتی راضی نمیشه باهات بحث کنه هم مال توس که دنبالت راه بیفته و حواسش به اون پنج ِ برعکسِ قرمز تو دلت باشه... خوبه دیگه؟ نه!؟ سهم تو از همه بیشتره ...
برچسب:
نویسنده: آرین حسینپور