دقیقا امروز فهمیدم چرا زمونای قدیم مردا نمیزاشتن خانوما بیرون کار کنن...
+اومدم خونه که رسیدم اولش کلی حرص خوردم و غرغرامو پشت هم ردیف کردم که؛ "من از خستگی دارم میمیرم انگار نه انگار... اصن جلو در و همسایه ...!؟!؟ وای و هوار و داد و بیداد ..." نیم ساعت بعد به خودم گفتم خب بیشعور آدم که از محبت و دوست داشتن نبود کسی رو بغل نمیکرد که ...
برچسب:
نویسنده: آرین حسینپور