مامانم میگفت حال آدمارو از ته نگاهشون و سرحالی موهاشون بفهم... بابام میگفت آرواد ندیسن اوشاغا بعد اینو پلی میکرد برای هزارمین بار تو سکوت گوش میکرد... همیشه میگفت منو یاد مامانم میندازه، بعد فوت مامانم عمه م برام میخوند ...
عاشق این آهنگ بود...
+چی میشد اینجوری با زندگی من و خودت نمیکردی؟!
بازم بگم خدا؟ اینا حق من نبود؟ اینقد دوری ... میشنوی؟!
_پنج.آذر.صفردو
برچسب:
نویسنده: آرین حسینپور