سیما گریه میکنه با حرص میگه: خودکشی؟! توووو...؟! واقعا میارزید؟! مادر پدرت چه گناهی دارن؟ اونهمه سال از عمرت رفت بس نیس؟
بیحال رو تخت دراز کشیدم هیچی نمیگم گریه میکنم فقط گوش میدم ...
گریه میکنه میگه: میفهممت نون جون.. حیفی نون جون حیفی...
میگم: سیما میگفتم همه دنیا یه طرف اون یه طرف.. من چه بدی کردم اینقد ازم متنفره؟
سیما: گریه میکنه..
برچسب:
نویسنده: آرین حسینپور